بهمن ماهی که گذشت
سلام عروسکم، شیرین زبونم، دردونه ی من
انقدر شیرین زبونی که وقتی بهت میگم شیرین زبون مامان کیه زبونت رو در میاری.

ازت میپرسم نفس مامان کیه؟خوشگل مامان کیه سریع میگی مَنّ
خیلی دوس داری مستقل عمل کنی از لباس پوشیدن گرفته تا غذا خوردن
قاشق رو که میبینی میگی بِدِّه یعنی بده خودم غذا رو بمالم به سرو صورت و لباسم

کی این لباس رو کج دوخته آخه !!

انقدر که واست ماشااله لا حول ولا..میخونم خودت به محض خوندن من شروع میکنی به فوت کردن
دارم جهات رو هم بهت یاد میدم وقتی ازت میپرسم بالا کجاست به بالا اشاره میکنی و محکم میگی بالّا
با دستت به در میزنی و خودت هم میگی بلّّه این بله رو انقدر بلند و محکم میگی که نیاز به دوسه تایی تشدید هست .صدای زنگ تلفن یا در هم که میاد بلند و محکم میگی بلّه

این هم ادای جدیدت

عسکمو واسه روی مجله میخای؟!

عاشق خوردن فلفل دلمه و پیازچه، سیب زمینی خام و بادمجون خام هستی!!

صدای چندتا حیوون دیگه هم یاد گرفتی
خروس : قوقوقوووووو
گرگ : کف دستت رو میگیری جلوی دهنت و میگی اَیوووووو
زنبور : بیززززز

گنجینه لغات این ماه خانوم کوچولو
گُ : گل
دی دا : کتاب
دوده : جوجه
دَدَیی : صندلی
بی بی : پی پی (بعضی وقتها پی پی که میکنی میای بهم میگی)
آتی : اتیش
از مامانم یاد گرفتی و میگی اِ بابا ( ای بابا )


مامان قول میدم دیگه خونه رو بهم نریزم
منو نجات بده

چرا آخه این خونه رو کج ساختن، آخه چرااا ؟!

امروز اتوبان چه خلوته هااا


مامان استراحت کن که من هستم
برات خونه رو تمیز میکنم


وقتی خونه رو تمیز میکنم تو هم یه دستمال برمیداری تا کار منو تکرار کنی





بهمن ماهی که گذشت
