تسنیمتسنیم، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره

چشمه بهشتی مامان وبابا

اولین بهار با حضور تو

1393/1/27 14:23
نویسنده : فهیمه
659 بازدید
اشتراک گذاری

هرچی میگذره خواستنی تر وشیرین تر میشی ،اگه همینطوری ادامه بدی در آینده ای نه چندان دور من وبابا مرض قند!! میگیریم  ت داری وروجک تر میشی و تند تند کارهای جدید یاد میگیری مثلا وقتی یه کم دیر به خواسته هات توجه میشه شروع میکنی به جیغ زدن ،وقتی هم سرحال باشی میزنی زیر آواز ، وقتی هم که بلند بلند میخندی من وبابا کم مونده دیوونه بشیم.

وقتی میبرمت جلوی آینه، به سمت آینه خم میشی و میخندی .وقتی روی چیزی موقع نگاه کردن تمرکز میکنی نوک زبونت رو میاری بیرون .

موقع شیر خوردن هم سعی میکنی شستت رو هم بکنی توی دهنت . انقدر شیطون بلا شدی که با کوچکترین صدا، حتی اگه خیلی گرسنه هم باشی دنبال منبع صدا میگردی واگه اون منبع صدا بابا محسنت باشه خندیدن وآواز خوندن رو به شیر خوردن ترجیح میدی.

خونمون رو کامل میشناسی چرا که به محض ورود به یه خونه دیگه ،از اون خنده های همیشگی ات خبری نیست و کاملا جدی میشی.

از هفته ی دوم فروردین هم با پاهات آشنا شدی.و وقتی وسیله ای رو جلوت میگیریم دو دستت رو برای گرفتنش دراز میکنی.

راستی ، داری تلاش میکنی تا قلت بزنی .وقتی به پهلو میشی و سرت رو بلند میکنی وتمام تلاشت رو میکنی تا دمر بشی من وبابا کلی برات دست و جیغ وهورا میکشیم  تسنیم  تسنیم.بعضی وقتها هم از پشت فوتت !! میکنم تا تلاشت به نتیجه برسه .

 

تسنیم

 

تسنیم

 

تسنیم

 

تسنیم

 

امری داشتید ؟!

تسنیم

 

تسنیم

 

عروسک خودمه به کسی نمیدم .

تسنیم

 

تسنیم

 

مزاحم نشید ،توخواب دارم فکر میکنم بالاخره اول مرغ تواین عالم بوده یا تخم مرغ ؟!

تسنیم

 

تو خواب که به جواب اون سوال فلسفی نرسیدم ، شاید تو این کتاب ...

تسنیم

 

آخه چرا برام تب لت نمی خرید؟

تسنیم

 

گریه نکن ، بخند عروسکم

تسنیم

 

این هم سفره ی کوچیک هفت سین خونه ی ما

تسنیم

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامان دینا
27 فروردین 93 14:00
وای چه دختر ملوسی خدا حفظش کنه به ما هم سر بزنید خوشحال میشیم
فهیمه
پاسخ
سلام ممنون ، حتما به وبلاگتون سر میزنم
هدی
27 فروردین 93 15:01
عسسسسسسسسسسسسسسسسیسسسسسسس دل، موش نخورتت چه قده قند عسلی! راست میگه مامان فهیمه جون.
فهیمه
پاسخ
هدی جان سلولهای خاکستری مغزم به کار افتاد ، حالا شناختمت
زهرا
27 فروردین 93 15:18
ای جون دلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل عکس اولی:ای قوفون برم بَنَبش پوش من ِ.... عکس هفتمی: عزیز دلمی با اون عروسکت عکس دهم:کتاب رو بیخیال آخ اون شصت پاش آخ...آخ قلبم.... عکس یازدهم: ای من بمیرم برا اون چشمااااااااااااااااااش و اشکایی که رو صورتش سر خورده... عکس دوازدهم: تمیس و مرتب و منبا اون لبخندش همینجور بگذره و ادامه بدی فهیمه زیاد عمر نمیکنم الهی زیر سایه تو و باباییش بزرگو خانووم بشه
مامان زهرا وروجك
27 فروردین 93 15:47
دختر از اين ماه ترامكان نداره نفس خاله -طلا -خوراكي- 120 بهارو ببيني اين طوري منم بيمارستاني مي شم از دور مي بينم قلبم درد مي گيره هر چي مي بينم شوقم بيشتر ميشه باباكم اوردم اصلا نمي تونم احساسم و بگم فقط اميدوارم فردا ببينمشنااميدم نكنيابايد فقط سس بهش زدو درسته گازش زد تا قورت بدي
مامان زهرا وروجك
27 فروردین 93 15:49
خاله چشاي نازتو اشكي نبيبه قفون طلا
مامان زهرا وروجك
27 فروردین 93 15:50
فداي پارو پا انداختنت عزيييييييييييييييييييييزم
مامان زهرا وروجك
27 فروردین 93 15:52
اگه برق بره و الا من كه از ديدنش سير نمي شم
زهرا
31 فروردین 93 1:02
مامان فهیمه روزت مبارک
فهیمه
پاسخ
مرسی عزیزم
حالا ديگه
2 اردیبهشت 93 16:52
دختر ميبيني مامان شدن چه حس عجيبي با دو روز تاخير روزت مبارك
مامان زهرا وروجك
2 اردیبهشت 93 17:00
فهيم گل يه ماچ محكم از طرف خالش ازش بگير فهيم باوركن به زور دوريش و تحمل مي كنم دلم براتون قد فندق شده روزهارو سپري ميكنم به اميد ديدنش
یاقوت سرخ
9 اردیبهشت 93 18:03
وای ماشالا! خدا حفظش کنه دخترتونم مثل خانواده ی ما ماشالا اول چشمش شکل گرفته بعد بقیه ی اجزای بدنش!! الهی چشم بد ازش دور باشه الهی برای مامان باباش همیشه بمونه. راستی از دوستای تهرانیم اگه خبری شد بت میگم
فهیمه
پاسخ
مرسی عزیزم
زهرا
26 اردیبهشت 93 21:41
فهیمه کوشی پس تو ، آپ کن دیگه