نه ماهگي تسنيم
از اول ماه پيش لرزه هاي دندان در اوردن داشتي، بي قراري، گريه، بدخوابيدن و بد غذا خوردن كه به لطف توصيه هاي خاله فاطمه
(دكتر باطا)وقتي جوشونده بابونه و كمپرس يخ روي لثه هات مي گذاشتم آرام مي گرفتي. تا آخر ماه سه تا دندون درآوردي، دو تا بالا و يكي پايين. حالا كلا پنج تا دندون فسقلي داري.

خوابت خيلي سبكه و معمولا با كوچكترين صدايي بيدار ميشي و همين باعث ميشه كه شروع كني به گريه كردن و اگر روي تختت باشي سريع به نرده هاي تختت بلند ميشي و گريه مي كني و تا سانس بعدي خواب سرحال نيستي.


وقتي توي راه پله خونه ميبريمت از خوشحالي شروع مي كني به داد زدن و بلند ميگي اَه ه ه ه! يا آه ه ه! و صدات توي پله ها مي پيچه و با اين باعث ميشه براي دادزدنهاي بعدي بيشتر سر ذوق بياي
. و اگر در آسانسور رو هم باز كنيم، مي خواي خودت رو از توي بغلمون پرت كني توي آسانسور. اما وقتي بيايم توي خونه، شاكي ميشي
. كلا بيرون رفتن رو دوست داري و هركسي هم كه از در خونه بيرون ميره، دوست داري تو هم باهاش بري حتي اگر طرف تعمير كار پكيج باشه!!!
اينقدر باهوشي كه متوجه ميشي كسي كه داره لباس عوض مي كنه قصد بيرون رفتن داره. مخصوصا وقتي بابا محسن داره ميره بيرون ميري تو بغلش و دو دستي محكم لباسشو ميگيري تا كسي از بابا جدات نكنه و اگه بابا بدون تو بره، ميري پشت در و با قيافه اي شاكي مدام به در مي كوبي.

وقتي بيرون ميريم مخصوصا اگر توي كالسكه ات نباشي و توي بغل باشي اينقدر ميخندي و دست ميزني و حركات با مزه انجام ميدي كه عابران با ديدنت طاقت نميارن و ابراز احساسات مي كنند، لپتو ميكشند، همراهت دست ميزنند، برات دست تكون ميدن يا از ما ميخوان تا افتخار بغل كردنتو داشته باشن. البته تو هم عاشق بچه هايي و با ديدنشون كلي هيجان زده ميشي. .gif)
حالا مي خام از شيرين كاري هات بگم با دهنت صدا در مياري، زبونتو مي چسبوني به سقف دهنت و يكدفعه ولش مي كني و از صداي تق تقش خوشت مياد. گاهي هم زبونتو ميزاري لاي دندونات و ميگي بيز! و يا با تشديد ميگي بوتّه. وقت يتشنت باشه يا آب ببيني و يا بريم حموم مي گي آب و وقتي ميخايم بريم بيرون ميگي دَ و با يه سري كلمات بي معني ديگه.
عاشق تقليد كردني، چون وقتي ما بلند ميخنديم يا با ادا سرفه ميكنيم تو هم اداي ما رو درمياري و سعي ميكني مثل ما بخندي يا سرفه كني. كار جديد ديگه اي هم كه ياد گرفتي باي باي كردنه. البته دستتو مشت مي كني و تكون ميدي.
با هر آهنگي هيجان زده مي شي و خودت رو خيلي با مزه تكون ميدي. وقتي تلويزيون روشن ميشه تو كلا دست به ميز تلويزيون ايستادي و با كوچكترين آهنگي عكس العمل نشون ميدي. البته تا وقتي بيداري دست به مبل و بقيه وسايل دوست داري بايستي و گاهي هم چند قدم با احتياط برميداري.
موقع غذا خوردن اول خيلي كم غذارو تست ميكني، اگر دوست داشته باشي دهنتو باز مي كني و اگر دوست نداشته باشي زبونتو پشت لثه پايينت لوله ميكني و غذا رو بيرون ميدي و يا خيلي جدي دهنت رو قفل ميكني و سرتو به چپ و راست تكون ميدي يعني عُمراً اين غذا رو بخورم.

عاشق خوردن ماست هستي .

اما اگر ما چيزي بخوريم هر جاي خونه كه باشي خودتو ميرسوني و جوري لباتو تكون ميدي كه يعني من هم ميخوام. البته من هم از اين ماه گاهي از غذاي خودمون بهت ميدم.
به همه جاي خونه سرك مي كشي، زير مبل و زير كابينت، توي كشوها، توي كابينت، جاي كفشي و هرجاي ديگر كه دستت برسه.



با انگشت سبابه به وسايل اشاره ميكني، مثلا وقتي برات كتاب مي خونم با انگشت عكسهاشو نشون ميدي.
وقتي مي دوني ليوان چايي داغه اول با يه انگشت امتحان ميكني تا مطمئن بشي.

توپ بازي رو هم خيلي دوست داري چون از اين ماه ياد گرفتي توپ رو پرتاب كني .gif)
يه وقتايي هم كه ميخواي خودتو لوس كني چشماتو ميبندي و خودتو اروم به پشت ول ميكني كه اگه نگيريمت ...



اين مدل نشستنت منو كشته خوشگل مامان

اين هم از سبد خريد ما كه يه وروجك بلا هم توش بود



نه ماهگي تسنيم 


