تسنیمتسنیم، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره

چشمه بهشتی مامان وبابا

سومین نامه فرشته کوچولو

1392/8/20 14:00
نویسنده : فهیمه
148 بازدید
اشتراک گذاری

م

در رو باز کنید من میخوام بیام تو .ن

فرشته کوچولوی ما این دفعه نامه بدست پشت در ایستاده و در میزنه تا در رو باز کنیم.

وای که چه روزهایه . کم کم احساس ضعف توی کمر وپا میکنم.

28 آبان محسن همدان بود باسرعت خودش رو به تهران رسوند تا با هم پیش دکتر بریم ن. بعد از کلی بحث دکتر گفت فرداشب حدود 9 و10 شب یا پس فردا پنج شنبه حدود 5 و 6 صبح . من ومحسن نگاهی به هم کردیم واز انجایی که هر دو برای امدن نی نی عجله داشتیم معلوم بود که فرداشب رو انتخاب میکنیم.

باعجله از مطب دکتر آمدیم . محسن سریع رفت داروهایی که دکتر برام نوشته بود تهیه کنه ومن هم که سراسر دلهره داشتم با مامان برای فردا هماهنگ میکردم تا همراهمون به بیمارستان بیاد.ن

همه نقشه هام بهم ریختته بود دقیقا روزی که میخاستم خونه رو واسه امدن نی نی تزییین کنم باید برای رفتن به بیمارستان اماده میشدم.ن

چهارشنبه 29 آبان حدود ساعت 7 راهی بیمارستان شدیم . حس وحالی داشتم که هیچوقت تجربه نکرده بودم . احساس میکردم الان با خدا تو کار خلقت شریک هستم ، واسطه ای هستم تا خدا باز نگارگری بکنه .... 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)