تسنیمتسنیم، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

چشمه بهشتی مامان وبابا

اولین هفته باهم بودن

1392/9/23 13:59
نویسنده : فهیمه
242 بازدید
اشتراک گذاری

قبل از ظهربابایی با کلی ذوق وشوق رفت دنبال شناسنامه ات . اسم تسنیم رفت توشناسنامه من و بابا.ل

بعدازظهرهم تورو بردیم پیش دکتر اطفال وبعد معاینه گفت که زردی داری .همون شب بعد ازمایشی که از توگرفتند(من اصلا طاقت دیدن امپول زدن به تو رو نداشتم وتو ماشین منتظر نشستم) بابایی تصمیم گرفت تا تورو ببره مرکز حجامت چون دکتر ازقبل بهمون هشدار داده بود که احتمال زردی گرفتن بچه تون زیاده وبابایی کلی تحقیق کرده بود که با حجامت گوش،زردی پایین میاد.

پشت در اتاق ایستاده بودم وگریه میکردم ووقتی در اغوش گرفتمت کلی قربون صدقت رفتم واشک ریختمی.دو روز بعدبرای اینکه خیالمون راحت بشه دستگاه فوتوتراپی رو برای آوردن به خونه ،دو روز کرایه کردیم. اماتو مدام توی دستگاه بیقراری میکردی شاید کلا 5 ساعت هم توی دستگاه نبودی . حتی وقتی توی خواب عمیق هم بودی تا توی دستگاه میذاشتیمت احساس ناامنی میکردی و بیدار میشدی و گریه میکردی.ا

چون طاقت دیدنت رو تو اون وضعیت نداشتم ازتو، توی دستگاه عکس نگرفتم اما چندتا عکس ناز دیگه داری که وقتی توی خواب شیرین بودی از تو گرفتم.ذل

 

م

 

م

 

م

 

م

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

زهرا
20 فروردین 93 20:49
عروسک خوشگل من سفید پوشیده تو رختخواب ِ هر دفعه یه رنگ خوابیده...قوفونشعین فرشته هاست فهمیمه
فهیمه
پاسخ
عزیزم انقدر هیجان زده نشو چون بهم میگی : فهمیمه
زهرا
20 فروردین 93 21:38
آخ این غلط تایپی هام شهره ی خاص و عام شدهکار از هیجان گذشته غشو ضعف دارم دیگه از زبون تسنیم گفتممامان فهمیمهتصور کــــــــــن اینجوری صدات کنــــــــــــــــــه
فهیمه
پاسخ
دوست داری تو رو چی صدا کنه : زارا ، زهلا ...
زهرا
27 فروردین 93 15:21
خواهر زادم بهم میگفت خاله زهیابرده بودیمش یه روز پارک یه دختره بهم گفت اسمت مهیاست؟؟کلی خندیدیم گفتم نه بابا زهراست میگه زهیا تسنیم هرچی دوست داره صدا بزنه