اولین روز باهم بودن
پنج شنبه30 ابان ماه اولین روزی بود که تو کنارمون بودی
. توشده بودی یکی یک دونه ی خونه ی ما .![]()
حالا دختری داشتم که بعد ازدواج آرزوشو میکردم چون معتقد بودم مادرهایی که دختر ندارند تنها هستند (البته مامانهایی که پسر دارند من رو ببخشند )




این هم یه عکس از عموهات که بادیدن توهیجانزده شدند وجلوی در نشستند.![]()

فردای امدنمون به خونه هم بابا محسن برای سلامتی من وتو گوسفند قربونی کرد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین روز باهم بودن
